۱) من تازه متوجه شدم که چرا بعضی ها همسرشان را دکتر صدا می زنند! نگو فرق می کند بهر حال!
۲) آیا واقعا لزومی دارد فردی فقط به صرف داشتن ایرانسل نامشخص بودن جنس خود را با این شرکت در میان بگذارد؟!
۳)شارژ ویژه هم بهشان تعلق می گیرد یا نه؟
۴)بعد آیا تاثیری دارد که بگویند کدام قسمت جنسیتشان برتری دارد ؟! لطفا دقیقا نوع شارژ را معلوم فرمایند!
۵) اگر ایرانسل شرکتی پزشکی درمانی بود چه نوع اطلاعاتی نیاز داشت ؟!!
یکی از خوانندگان پاپ کشور که اسم نمی برم اما جدیداً CD پر سر و صدایی بیرون داد یک چند ماه قبل از بیرون دادن موسیقی اش که به قول خودش خیلی براش زحمت کشیده بود ؛ حسابی تو netاکتیو شده بود و هر کسی و ناکسی درخواست اد می داد ایشان قبول می نمود و در سایت های معروف نظیر ، 360 فارسی و facebook حسابی اد لیستش را پر کرده بود و طرفدارانش را مورد لطف و عنایت قرار می داد و فصل به فصل ایمیل می زد که مراحل موسیقی جدیدش در چه مرحله ای است و اینکه فلانی چکار کرده است و کجا سرش کلاه رفته است و Demo سی دی اش را سند نمود ودر اخر هم خبر وارد بازار شدن CD اش! ما هم کلی دلمان سوخت برای ایشان و به همه سفارش نمودیم بخرند و از قشر هنرمند دفاع کنند و کلاً بساطی آقاجان! خودمان هم خریدیم و دیدیم خدایی چنگکی به دل نمی زد به جز یک آهنگ ابتدایی ان حالا اینها به کنار دیدیم این آقا بساطش را از نت جمع کرد و رفت! اد لیست راپاک نمود و غیبش زد !
می دانید آدم یک حس بدی بهش دست می دهد می بیند؛ کسی از وجدان و این چیزهای مردم سوءاستفاده می کند! اصلا به نظرم یک جور بساط کردن است! یک جور زرنگی زشت و تحقیر مخاطب است! یک جور بازی با وجدان علاقمندان است !
حالا همین بساط را جناب مدیری در قهوه تلخ به پا کرده است ، در اولین pack سریال خود کلی از خودش و دکورش تعریف نمود آخر هم گفت هر نفر خودش بخرد توی اتاقش تکی ببیند! که 3 میلیارد آقا برگردد !
ما دور از جان باید خیلی احمق باشیم که فکر کنیم ایشان ضرر خواهد کرد! دیروز داشتم یک حساب سرانگشتی از درآمد ایشان در می آوردم که خدمتتان عرض می کنم .شما فرض را بر این بگیر که ایشان از 70 میلیون نفر ایرانی، 1 میلیون نسخه فروش سریال در هر هفته داشته باشد و از آنجایی که بهای هر پک 2500 تومان می باشد از قرار معلوم سره 3 هفته ایشان اصل پول را بدست می اورند و تا پایان 90 قسمت سود برداشت می نمایند! پس لطفا مردم عزیز غصه جیب جناب کارگردان را نخورید هر چند که کپی کردن نه مورد تایید من است و نه اخلاقاً درست می باشد! فقط تورا به خدا انقدر زود جو گیر نشوید !!!
پیوست: با تشکر دوست خوبم برای فرستادن این کاریکاتور
این مطلبی که می نویسم بدین معنا نیست که خدای نکرده من قاتل بالفطره هستم یا مثلن خوشبینانه ترش دستم به مرگ و میر و این حرفاست خیر ! نقل این حرفها نیست اما از یک جایی آدم در زندگی اش می فهمد به درد چه کاری می خورد و برعکس به چه کاری نمی آید واصولن خودش را راحت کند و گردش نگردد!
راستش دست به خشکاندن گیاهان و گلدان ها از تخصص های عجیب و با گارانتی بنده است، یعنی حسابش را بکنید می توانید سر من شرط ببندید و یا حتی قسم حضرت عباس بخورید که گلدانی به دست من سپرده شود و ظرف یک هفته خشک و چزانده شده تو گویی اصن وجود نداشته تحویل گرفته شود. این از افتخارات بنده نیست گفته باشم اما راستش درعجبم! این ها به کنار
بنده یک عدد لاک پشت داشتم که خیلی نسبت به ایشان ارادت خاصه داشتم ، خیلی دوستش می داشتم، و وقتی درون آب وول می خورد قربان دست و پاهایش می رفتم اما خودم کشتمش! اینطور نگاهم نکنید چاقو زیر گلویش نگذاشتم یا مثلن لاکش را خرد نکردم ، قضیه از این قرار بود که این لاک پشت من در اب زندگی می کرد و خب هر از گاهی بدنش را جرم اب می گرفت منم نه گذاشتم نه برداشتم با اسکاچ افتادم به جان لاک هایش و حسابی شستمش، یعنی انقدر شستمش تا لاکش زخمی شد و خون آمد! چند روزی تیمارش کردم اما افاقه نکردتا اینکه عزیزی گفت ممکن است عفونت کند کمی پودر کپسول اموکسی سیلین درون آبش بریز تا خوب شود و منم این نوش دارو را درون اب ان زبان بسته ریختم که چه عرض کنم نوش دارو جام شوکران از اب درآمد و لاک پشت بیچاره من جان به جان آفرین تسلیم گفت! راستش تا یک هفته از عذاب وجدان و دلتنگی اشتهایم کور بود! خدا نصیبتان نکند چنین مصیبتی!
سره کاکتوس های اهدایی ام هم چنین بلایی آمد. آنهم دوبار و آنهم چه کاکتوس هایی! فکرش را بکنید خشک کردن کاکتوس کم هنری نیست!!
آن گلهای اژدر که جلوی پنجره اتاقم بود آن ها هم ...
بعد از آن کمی سبزی شاهی و ریحون کاشتم آنها هم....
چند سری ماهی هایم ...
کرم ابریشم هایم....
فقط تنها چیزی که تا به حال سالم مانده و هنوز با من درحال مبارزه است بامبوهایم است این را هم گفتم که اگر خواستید شرطی چیزی ببندید روی بامبو حساب باز نکنید...
هی هم سوال نکنید که در مورد انسان ها چطور؟! عرض کنم که امتحان کردم روی انسان ها جواب نگرفتم!


۱) این مزدک میرزایی تو مجری گری فوتبال با خودش بحث هم می کند هاا!!![]()
۲) این داور بازی به گمانم شغل قبلیش کشیش بوده چون همش اخطار داد !! (اعتقادی به کارت زرد نداشت!)
منتظر پخش «لاست» از تلویزیون نباشید
من وقتی قبل تر ها شنیدم که مجموعه لاست قرار است در صدا و سیماجان پخش بشود در حیرت بودم که چطور می شود این سریال جذاب در سیما جان پخش بشود و اصولا کسی سر در بیارد و یا اعصابش خرد نشود که هنرپیشگان کشیده و چپه چوله نمایش داده می شوند؟ البته به هوش ایرانی شک نداشتم که "ف "نگفته فرحزاد کباب و گوجه و ریحان خواهند زد اما شما فکرش را بکنید کلا شخصیت (شنون/کیت/ساویر/کلر/آنا لوسیا/ژولیت/) می بایست حذف می شد. چیزی که می ماند یک عدد پیرمرد به نام جان لاک و یک خرس قلمبه به نام هارلی و دود و غبار و یک زوج کره ایی که دست برقضا ان ها هم باید نصفه نیمه به نمایش گذاشته می شدند! شاید نهایت می شد کل سریال را در یک سیزن به نمایش گذاشت و گند زد به اثری هنری! می دانید مثل این می ماند که یک اثر هنری را به شما بدهند مثل مونا وانا که همان مدل برهنه مونالیزای داوونچی است یا هر اثر هنری دیگه که فرشته و نماد داشته باشد
بعد شما برای اینکه آن را در موزه به نمایش بگذارید بیایید تف مالش کنید که قباحت نداشته باشد!
خب اصلا چه اصراری بوده که به نمایش گذاشته شود؟!
دوما این طور باشد هیچ یک از خسروان مملکت نباید پایشان را از مملکت بیرون بگذارند!چون آنجا پراست از اثرهای هنری قباحت دار!که خب نمی شود همه را تف مال نمود ببخشید سانسور کرد!
ثالثا اگر این سریال پخش می شد لاست جدیدی می شد درست مثل سریال اوشین! که حیرت جهانیان را بر می انگیخت !
رابعا واقعا الان کسی هست این سریال را ندیده باشد که محتاج سیما جان بشود؟!و یا لااقل آخرش را ندانند؟
نتیجه اینکه ما اصلا منتظر نبودیم! که ناراحت بشویم![]()
هیچ می دانستید کاره این ممیزی ها چقدر سنگین و پیچیده است؟ معیارها چقدر به جا و به قاعده است؟
تا به حال به حکم تصویر کشیدن آب شنگولی در صدا و سیما دقت کردید؟
اگر سریال یا فیلم خارجی باشد ، تصویر از n جهت کشیده می شود تا بساط bar پیدا نشود خب حرام اندر حرام اندر حرام است ....قبول
اما چطور می شود همین بساط شنگولانه اگر متعلق به مردی سیبیل کلفت ، هفت تیغ و کرواتی در سریال یا فیلمی وطنی متعلق به شاه ملعون باشد کلوز آپ نمایش داده می شود؟
چندی قبل که نمایشگاه کتاب بود و بساط قرتی بازی ،اینجانب که خوره کتاب دارم برآن شدم که سری به مصلای تهران بزنم! از آنجایی که طی طریق نمودن کنار کتابها و غلت زدن در آنها نیاز به رفیق گرمابه و گلستانی دارد به مونا جان عرضه داشتیم که ای رفیق گرمابه و ای رفیق گلستانم بیا گذری به گرمابه مصلی بزنیم. از بنده اصرار و از مونا جان انکار که این بساط قرتی بازی را کنار بگذارم و از تخفیف 20 % کتاب ها درگذرم و کاَنٌَه یک روشنفکر عمل نمایم و هر کتابی را که خواستندی دست چین از بوستان کتاب همی تهیه نمایم!
دیدیم نه خیر این رفیق گرمابه و گلستانی ما به ره عرفان رفته و ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم و نمی فهمیم کلام ایشان را! از هر دری وارد شدیم قبول نکرد که نکرد و جفت پاهای مبارکش را اندرون یک گالش نموده که نمایشگاه فی المثال کیلوئی چند؟! دیدیم نمی شود خب چه کنیم دیگر گیس کشان که نمی شد برد ایشان را !!...چه کردیم؟!.. آری پیامکی فرستادیم به دوست گهواره و قنداقی مان که ای دوست گهواره و ای دوست قنداقی مان آیا قصد سفری نیم روز تا بوستان مصلی با ما داری یا خیر؟! که ایشان جواب همی دادندی که چه عجب یاد دوستان فسیلی نمودی و الخ ...چرا که نمی آیم خوب هم میآیم! اینجانب عرضه کردندی که تو بار شیشه حمل می نمایی آیا می توانی در بوستان کتاب ها غلت بزنی؟! که جواب دادندی بلی!
روز موعود فرارسید و ایشان با رخش و همسرشان به بنده ملحق گردیدنی! که اینجانب منظره ایی دیدندی که فک بر زمین کوبندی و فشارم همی افتادندی! دختری شیرین بیان و 6 ساله دارند ایشان که همراهشان دامن کشان آمده بودندی! اینجانب به روی خود نیاوردندی و فقط هر از گاهی به زبان کنایه به طفل معصوم ایشان عرضه داشتم که اگر گفتی خسته شدم نگفتندی و اِلاٌ گفتی همانا؛ همانجا ماندگار گرندنی و هکذا ....چشمانتان روز بد نبینندی که طفل معصوم که بهتر بید بگویم طفلان معصوم که یکی نیز در شکم داشتندی( ایشان کمترین آمار فرزند را بین دوستان داشتندی) یک ساعت دوام اورد و بعد از آن ما به دنبال یک عدد خاله شادونه ، عمو نیما، خاله سارا می گشتندی که جهان از چنیین نامهایی پاک باد!
نمی دانم چرا با گذشت زمان دعاهایمان آپگرید نمی شود همه چیزمان را به روز می کنیم ها اما در مسایل دینی پایمان بد جوری لنگ می زند. مثلاً یادم است وقتی بچه بودیم مادربزرگی، پدر بزرگی کسی می خواست به زور خوابمان کند بوسه ایی بر گونه هایمان می نواخت و می گفت : خواب های رنگی ببینی! ماهم پیش خودمان می گفتیم عجب دعایی کردااا ! چون اصولاً کابوس ها سیاه و سفید بودند و خواب های دوست داشتنی و شیرین همیشه رنگی و با کیفیت بالا بودند . بنابراین الان من اگر بچه ایی، نوه ایی چیزی داشته باشم که دیگر نباید بگویم خواب های رنگی ببینی! وقتی اینهمه کیفیت های بهتر آمده منم باید پیشرفت کنم تا این شکاف نسل ها زیاد نمود نداشته باشد و یک مادر یا مادربزرگ High کلاس و با اکسپرینس بالا باشم مثلاً باید بگویم: عزیزم خوابهای 3D با کیفیت full HD ببینی!
